فرآیند طبیعی تغییر در دستگاه عصبی سالمندان

 

تغییرات طبیعی در دستگاه عصبی سالمندان

به دلیل رابطه ای که بین عملکرد دستگاه عصبی و سایر سیستم های بدن وجود دارد، شناسایی تاثیرات سالمندی روی دستگاه عصبی سالمندان به شکل کامل و دقیق کار مشکلی خواهد بود. به عنوان مثال، مشکلات قلبی عروقی می تواند روی میزان خون رسانی به مغز اثر کرده و سبب بروز بعضی اختلالات مغزی شوند. اگرچه، کاهشی در وزن مغز و میزان جریان خون مغزی بوجود می‌آید اما این تغییرات ساختمانی احتمالا تاثیری بر روند فکر کردن و رفتار نخواهند داشت.
از آنجا که تغییرات دستگاه عصبی معمولا آهسته رخ داده و کاملا مشخص نیستند ممکن است خیلی جلب توجه نکنند. آنچه که قطعا می دانیم آن است که تعداد نورون ها، فیبرهای عصبی، میزان جریان خون مغزی و سرعت متابولیسم کاسته می شود. سرعت انتقال عصبی تقلیل می یابد. این تغییرات به صورت آهسته شدن رفلکس ها و تاخیر در پاسخ به محرک های متعدد و همزمان تظاهر می کنند.

حس درک موقعیت و حرکات قسمت های مختلف بدن تقلیل یافته و پاسخ فرد به ازبین رفتن وضعیت تعادل کند می‌شود و این عامل موثری در ایجاد سقوط و زمین خوردن می باشد. هیپوتالاموس با دقت کمتری به تنظیم درجه حرارت می پردازد. سالیانه 1% از تعداد سلول های مغزی کاسته شده و کورتکس مغز تقریبا 20% از نورون های حود را از دست می دهد، لذا کاهشی در اندازه اندازه مغز بوجود می‌آید.

از آنجا که مغز مسئولیت تنظیم چرخه خواب و بیداری، ریتم های 24 ساعته و عوامل موثر بر هموستاز را برعهده دارد، لذا تنظیم خواب یا الگوی خواب با تغییراتی همراه است، اگرچه تغییرات مرحله سه و چهار خواب کمتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند. به رغم این که بیدار شدن های مکرر در طول خواب، غیرعادی تلقی نمی‌شوند اما باعث می‌شوند که میزان کمی از خواب به هدررفته و غیرموثر تلقی شود.

دستگاه عصبی سالمندان

 

 

فرآیند طبیعی تغییر در اندام های حسی سالمندان

با افزایش سن از کارایی حواس پنجگانه کاسته می‌شود که این امر می‌تواند، ایمنی، انجام فعالیت های مربوط به زندگی روزمره، سلامتی و آسایش کلی فرد سالمند را به مخاطره بیندازد.


تغییرات طبیعی در سیستم بینایی

احتمالا شدیدترین تاثیرات تغییر عملکرد حواس، مربوط به تغییر عملکرد در حس بینایی می‌شود. پیرچشمی، به معنی عدم توانایی برای تمرکز یا تطابق موثر به علت ازبین رفتن قدرت انعطاف پذیری عدسی، مشخصه پیرشدن چشم هاست و از دهه چهارم زندگی شروع می‌شود. این مشکل بینایی باعث می‌شود که بسیاری از افراد میانسال یا مسن برای انجام کارهای دقیق و اصلاح دید نزدیک، به استفاده از لنزهای اصلاحی نیاز پیدا کنند. دامنه بینایی کوچکتر می‌شود و این امر دید محیطی را مشکل تر می‌کند. همچنین برای تمرکز و خیره شدن به یک نقطه نیز مشکلاتی پیدا می‌شود.

مردمک ها به نور پاسخ کمتری می‌دهند چون که اسفنکتر مردمک سفت می‌شود، اندازه مردمک ها کوچکتر و از میزان سلول های استوانه ای نیز کاسته می‌شود. در نتیجه آستانه پاسخ به نور بالاتر می رود و دید شبانه یا دید در تاریکی با مشکلاتی مواجه خواهد بود و افراد مسن در مقایسه با افراد جوان برای دیدن به نور بیشتری احتیاج پیدا می‌کنند.

تغییرات جریان خون به لایه شبکیه و اپیتلیوم رنگدانه دار شبکیه، ممکن است به تخریب ماکولا منجر شود و تخریب ماکولا وضعیتی است که سبب تخریب و ازبین رفتن دید مرکزی می گردد. تغییرات ایجاد شده در شبکیه و مسیرهای مربوط به آن سبب ایجاد اختلالاتی در شناسایی امواج نوری لرزان می‌شود (نقطه ای که نور لرزان در آن وجود دارد به جای آن که به شکل لرزان دیده شود به شکل ثابت دیده و درک می‌شود). ‌

اندازه و تراکم عدسی بیشتر شده و باعث می‌شود عدسی سفت تر و کدرتر شود. کدورت عدسی سبب ایجاد کاتاراکت شده و این مسئله سبب می‌گردد حساسیت فرد به اشعه نورانی زیاد شود، تاری دید پیدا کند و همچنین دید شبانه او دستخوش تغییر گردد.
قرار گرفتن در معرض اشعه خورشید در ایجاد کاتاراکت موثر است. زرد شدن عدسی (احتمالا به دلیل واکنش های شیمیایی بین اسیدآمینه و اشعه خورشید) و تغییرات ایجاد شده در شبکیه که در تشخیص رنگ ها موثر است باعث می‌شوند که توانایی یک فرد سالمند برای تشخیص رنگ هایی با زمینه خفیف آبی، سبز و بنفش کاسته شود. تشخیص و درک عمق دچار تغییر شده و باعث می‌شود که قضاوت فرد در مورد ارتفاع پلکان یا ارتفاع مناسب گام ها مختل شود و ایجاد تطابق با نور و تاریکی و تفسیر اطلاعات مربوط به بینایی در مغز طولانی تر می‌شوند. کاهش بازجذب موثر مایع داخل چشمی خطر ایجاد گلوکوم در سالمندان را افزایش می‌دهد. عضلات مژگانی به تدریج آتروفی می‌شود و بافت همبند جایگزین آن ها می‌گردد.

شکل ظاهری چشم ها ممکن است تغییر کند، کاهش ترشح غدد اشکی باعث می‌شود که چشم ها خشک و تیره به نظر برسند. و تجمع چربی سبب تشکیل یک حلقه ناقص یا کامل سفید رنگ در پیرامون قرنیه با عنوان arcus senilis می‌شود. حساسیت قرنیه کم شده و این شبکه شانس آسیب دیدگی را در قرنیه افزایش می‌دهد. تجمع چربی در قرنیه باعث پخش شدن امواج نور شده و تیرگی دید به وجود می آورد. در اتاقک خلفی، اجزا ریز مرده قابل رویت هستند و این اجزا می توانند به صورت شناور در میدان بینایی دیده شوند.

حجم مایع زجاجیه کم شده و نسبت مایع به اجزای آن بیشتر می شود و این امر سبب می گردد مایع زجاجیه از شبکیه عبور کند و تیرگی دید، اختلال تصویر دیده شده و مشاهده اجزای معلق را در میدان بینایی به وجود آورد. به دنبال کاهش اندازه ی مردمک، آسیب های قرنیه و عدسی، کدورت عدسی و مایع و فقدان سلول های حساس به نور در شبکیه همراه با افزایش سن، قدرت بینایی به شکل فزاینده ای کاهش می یابد.

تغییرات طبیعی در سیستم شنوایی

پیرگوشی به معنی کاهش پیشرونده شنوایی به دنبال تغییرات مربوط به افزایش سن در گوش داخلی، شامل: از دست رفتن سلول های مویی، کاهش جریان خون، کاهش انعطاف پذیری غشاء بازیلار، دژنراسیون سلول های اسپیرال گانگلیون و کاهش تولید مایع اندولنف میباشد. این مجموعه تغییرات دژنراتیو شاید جدی ترین مشکل مربوط به گوش داخلی و فضای پشت حلزون گوشی باشد. در ابتدا صداهای دارای فرکانس بالا یعنی ۲۰۰ هرتز یا بالاتر دیگر شنیده نمی شوند و با پیشرفت بیماری صداهای با فرکانس متوسط و پایین نیز دیگر قابل شنیدن نخواهند بود.

فاکتورهای بسیار متنوعی از قبیل قرار گرفتن مستمر در معرض صداهای بلند ممکن است در ایجاد پیرگوشی مؤثر باشند. این اختلال باعث میشود صحبت افراد آشفته شنیده شود و صداهایی که فرکانس بالا دارند مانند (س، ش، ف و چ) از صحبتهای عادی حذف شوند و حروف صدادار کمتر مورد شنیدن و ادراک قرار گیرند، این تغییرات ممکن است آن قدر آهسته و تدریجی روی دهند که حتی خود فرد نیز متوجه شدت اختلال شنوایی خودش نشود. تجمع سرومن در گوش میانی، شنوایی را در معرض خطر بیشتری قرار میدهد. محتوای بالای کراتین در سرومن یکی از عواملی است که در ایجاد این شکل دخالت دارد. رفلکس اکوستیک، که از گوش داخلی محافظت می کند و باعث فیلتر کردن صداهای اضافی از صداهای ایجادشده توسط خود فرد یا بدن او می شود، به دلیل شل و ضعیف شدن عضلات و لیگامانهای گوش میانی، ضعیف می شود. به علاوه مشکلات شنوایی، در اثر دژنراسیون در ساختمان وستیبولار و آتروفی در حلزون و اجسام کورتی و استریا وازکولاریس، تعادل فرد نیز دستخوش تغییراتی خواهد شد.

تغییرات طبیعی در حسچشایی و بویایی

تقریبا نیمی از سالمندان تغییراتی را در حس بویایی خود تجربه می کنند. کاهش حس بویایی در سالمندی به دلیل کاهش تعداد سلول های حسی در لایه ی بویایی بینی و نیز کاهش سلولها در قسمت مربوط به بویایی در مغز است، تا سن ۸۰ سالگی حساسیت نسبت به بو به یک دوم آن چه که قبلا بوده میرسد.

از آن جا که چشایی دقیق در ارتباط مستقیم با بویایی قرار دارد، کاهش بویایی، کاهش چشایی را به دنبال خواهد داشت. آتروفی زبان به دنبال کهولت سن باعث کاهش حس چشایی می شود (اگرچه شواهدی برای نتیجه گیری قطعی در خصوص کاهش تعداد یا حساسیت جوانه های چشایی تاکنون در دسترس نیست). کاهش توانایی در درک طعم غذاها ممکن است به دلیل اختلال در درک مزه ها باشد. کاهش تولید بزاق، بهداشت نامناسب دهان، داروها و بیماری هایی مانند سینوزیت نیز می توانند در کاهش حس چشایی مؤثر باشند.

تغییرات طبیعی در حس لامسه

حس لمس تقلیل پیدا می کند و این مسأله در کاهش توانایی افراد سالمند برای حس کردن فشار، درد و تشخیص درجه حرارت مشهود است. این تغییرات حسی می توانند سبب ایجاد درک و تفسیر اشتباه از محیط شده و در نتیجه خطرات بسیار شدیدی را برای ایمنی و سلامتی فرد به وجود آورند.

دستگاه عصبی سالمندان

نظر خودتان را ارسال کنید