فرآیند طبیعی تغییرات ذهنی در دوران سالمندی

 

تغییرات ذهنی در دوران سالمندی

تغییرات روانی تحت تاثیر وضعیت سلامت عمومی، فاکتورهای ژنتیکی، سطح آموزش و سواد، فعالیت و تغییرات جسمی و اجتماعی قرار می‌گیرند.
اختلالات و نقایصی که در اندام های حسی ایجاد می‌شوند، به عنوان مانعی در جهت تعامل با محیط پیرامون و افراد در ارتباط با وی می‌باشد که این امر به نوبه خود وضعیت روانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. احساس افسردگی و انزوای اجتماعی، عملکرد مناسب روانی را دستخوش تغییر می‌کند، شناسایی فاکتورهای مختلفی که احتمالا روی وضعیت روانی تاثیرگذار هستند و همچنین آشنایی با پاسخ‌های بسیار متنوع افراد گوناگون به این فاکتورها باید به شکل عمومی مورد بحث قرار بگیرد.

 

شخصیت

معمولا با افزایش سن تغییرات شدید شخصیتی به وجود نمی‌آید. معمولا فرد سالمند که آرام و مهربان است در جوانی نیز این چنین بوده است، همان طور که یک سالمند عصبانی و بداخلاق احتمالا در سنین جوانی نیز فرد متعادل، صبور و مهربانی نبوده است.
به استثنای مواردی پاتولوژیک، معمولا شخصیت افراد دنباله همان چیزی است که در گذشته بوده و احتمالا به شکل واضح‌تر و صادقانه‌تری در سنین سالمندی بیان می شود.

عدم انعطاف‌ پذیری و خشکی که به سالمندان نسبت داده می‌شود بیشتر به دلیل تغییرات و محدودیت‌های جسمی و روانی آن‌هاست تا تغییرات شخصیتی در آنان، به عنوان مثال ممکن است اصرار یک فرد سالمند برای تغییر ندادن مبلمان منزلش به عنوان سرسختی و خشکی تعبیر شود در حالی که احتمالا این واکنش فقط رفتاری در جهت حفظ ایمنی در فرد سالمندی باشد که دچار اختلال حافظه و نقایص بینایی شده است.

تغییرات شخصیت می‌تواند به دنبال حوادثی ایجاد شود که دیدگاه فرد را نسبت به خودش تغییر داده است از جمله این حوادث می‌توان به بازنشستگی، مرگ همسر، از دست دادن حس استقلال، کاهش درآمد و ناتوانی اشاره کرد. هیچ نوع شخصیت خاص یا ویژه‌ای برای توصیف سالمندان وجود ندارد. معیارهای اخلاقی دیدگاه‌ها و حرمت نفس فاکتورهایی هستند که در طول زندگی ثابت باقی می‌مانند.

 

مفهوم کلیدی

شخصیت یک فرد سالمند، شخصیت کلی او را در طول دوران زندگی‌اش نشان می‌دهد.

 


حافظه

حافظه به سه شکل وجود دارد. حافظه کوتاه مدت که دوام آن از ۳۰ ثانیه تا ۳۰ دقیقه است، حافظه بلندمدت که شامل تمام مطالب آموخته شده در طول زمان های طولانی می باشد و حافظه حسی که از طریق ارگان‌های حسی به‌وجود می‌آید و فقط چندین ثانیه باقی می ماند.
یادآوری اطلاعاتی که در حافظه بلندمدت هستند، می تواند بسیار کند و آهسته اتفاق بیفتد به ویژه اگر این اطلاعات در روند زندگی روزمره مورد نیاز نباشند یا مورد استفاده قرار نگیرند. عملکرد حافظه، حفظ اطلاعات در سطح خودآگاه و در عین حال به کارگیری اطلاعات قدیمی می‌باشد که این عملکرد با افزایش سن کاهش می‌یابد. سالمندان می‌توانند با استفاده از وسایل کمکی حافظه (ابزار منومونیک) مانند ربط دادن اسامی با یک تصویر ذهنی، برداشتن یادداشت یا تهیه لیست یا قراردادن اشیاء در مکان‌های مشخص تا حدودی فراموشی ناشی از افزایش سن را کاهش دهند.
اختلالات حافظه، به غیر از مسأله سالمندی می‌تواند تحت تأثیر بسیاری از فاکتورهای دیگر نیز قرار بگیرد.

 

هوش و عملکرد هوشی

به طور کلی، باید در خصوص تعبیر و نتیجه‌گیری از یافته‌های مرتبط با عملکرد هوشی در جمعیت سالمند محتاطانه گام برداشت، چراکه نتایج می‌توانند تحت تأثیر ابزار اندازه‌گیری یا روش‌های ارزیابی قرار گرفته و سوء تعبیر شوند.
همان طور که تحقیقات اولیه در خصوص ضریب هوشی و سالمندی دستخوش چنین مسائلی نشده اند. افراد سالخورده‌ای که بیمار هستند با افراد سالم قابل مقایسه نمی‌باشند، افراد با زمینه‌های مختلف فرهنگی و سطح متفاوت دانش نباید با یکدیگر مقایسه شوند و یک گروه از افرادی که مهارت یا تخصصی دارند و قادر به انجام تست IQ می باشند را نباید با گروه دیگری که مبتلا به نقایص حسی بوده و در عین حال هرگز شانسی برای آشنایی با این گونه آزمون‌ها نداشته اند مقایسه نمود.
اخیرا در این زمینه مطالعات طولی انجام گرفته است که تغییرات خاص در یک گروه مشخص در حالی که سن آن‌ها افزایش می یابد و با در نظر گرفتن وضعیت سلامتی، نقایص حسی و مشکلات آموزشی در آن‌ها مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهد. این نوع از مطالعات در حال حاضر معتبر‌ترین نوع پژوهش در خصوص تعیین تغییرات عملکرد هوشی و افزایش سن می‌باشند. سطح هوشی اولیه افراد به قوت خود باقی می‌ماند یعنی، یک انسان با پیرشدن دچار کاهش یا افزایش ضریب هوشی نمی‌شود.
توانایی افراد برای درک مطالب شفاهی و انجام عملیات ریاضی تغییری نمی‌کند. هوش کریستال یا بلوری که از عملکرد غالب مغز به وجود می‌آید، در طول سال‌های جوانی ثابت است، این نوع از توانایی هوشی فرد را قادر می کند که از مطالب آموخته شده و تجربیات خود برای فرآیندهای حل مشکل استفاده نماید.
هوش مایع که از نیم کره غیرغالب مغز منشأ می‌گیرد وظیفه کنترل عواطف، ذخیره اطلاعات غیرهوشی، ظرفیت خلاقیت، درک فضایی و ارزش زیبایی را بر عهده دارد و به نظر می‌رسد این نوع از هوش یا توانایی هوشی با افزایش سن کمتر می‌شود.

درجاتی از افت عملکرد هوشی در لحظات پیش از مرگ اتفاق می‌افتد. آنچه که تاکنون مشخص شده آن است که درجات بالای استرس روانی به شکل مزمن ارتباط مستقیمی با وقوع اختلالات خفیف شناختی دارند.

 

یادگیری

اگر چه افزایش سن تغییرات جدی در توانایی یادگیری به‌وجود نمی‌آورد، اما عوامل دیگری هستند که توانایی فرد را برای یادگیری تحت تاثیر قرار می‌دهند. ازجمله این عوامل می‌توان به انگیزه، دامنه توجه، تاخیر روند انتقال اطلاعات به مغز، نقایص درکی و بیماری‌ها اشاره نمود. ممکن است سالمندان آمادگی کمتری برای یادگیری داشته باشند و ترجیح می‌دهند که برای حل مشکلات خود به‌جای به کارگرفتن تکنیک‌های جدید حل مشکل از تجربیات قبلی خود استفاده کنند.
تفاوتی که در شدت و طول مدت برانگیختگی فیزیولوژیک در سالمندان وجود دارد باعث می‌شود که آن‌ها برای تمایز قائل شدن بین پاسخ‌های قدیمی و موارد آموخته شده جدید دچار مشکل شوند. مراحل ابتدایی یادگیری برای سالمندان دشوارتر از جوانان است، ولی بعد از گذراندن این مراحل اولیه طولانی شده در مقایسه با جوانان، سالمندان سرعتی معادل افراد جوان خواهند داشت.
بهترین یادگیری زمانی است که اطلاعات کنونی با اطلاعاتی که قبلا آموخته شده اند مرتبط باشند. اگرچه در زمینه توانایی‌های کلامی و تفکر انتزاعی سالمندان تفاوت کمی با جوانان دارند اما در زمینه فعالیت‌های درکی-حرکتی تفاوت میزان یادگیری و مشکلات آن‌ها در مقایسه با جوانان بسیار بیشتر است.

بعضی از شواهد دال بر این است که سالمندان بیشتر تمایل دارند که ارتباطات ساده‌ای با مسایل برقرار کنند تا این که بخواهند به تجزیه و تحلیل آن مسأله بپردازند. از آن جایی که یاد گرفتن یک موضوع در صورتی که یادگیری قبلی در مورد آن وجود داشته باشد در مجموع کار دشوارتری نسبت به یادگیری یک موضوع کاملا جدید می‌باشد و در این شرایط لزوم از بین بردن آموخته های پیشین، یادگیری مجدد یا ایجاد تغییر در یادگیری قبلی مطرح می‌شود و با درنظر گرفتن این نکته که سالمندان آموخته های بسیار زیادی در طول سال‌های زندگی خود داشته اند، می توان نتیجه گیری کرد که فرآیند یادگیری ممکن است برای آنان با مشکلاتی توأم باشد.

 

مفهوم کلیدی

اگرچه فاکتورهای بسیار زیادی وجود دارد که با فرآیند یادگیری در سالمندان مداخله می‌کند، اما سالمندان توانایی یادگیری خود را حفظ می‌کنند.

 

 

دامنه توجه

توانایی سالمندان برای انجام فعالیت‌هایی که نیاز به توجه و دقت دارند کاهش می‌یابد (مثلا اگر کاری نیاز به حفظ توجه و دقت برای بیش از 45 دقیقه داشته باشد). افراد سالخورده به راحتی با اطلاعات یا محرک‌های نامربوط دچار حواس‌پرتی می‌شوند و توان آن‌ها برای انجام فعالیت‌های پیچیده و یا انجام چندین کار به طور همزمان تقلیل می‌یابد.

 

نظر خودتان را ارسال کنید